شعری برای شهدای خدمت
25 خرداد 1403 - 14:39
بازدید 59
پ
پ

 

شعر مسعود یوسف‌پور 
شب خفته است در مه و باران، دریغ و درد‌
می‌بارد آسمانی از اندوهِ بالگرد

شب خفته است در مه و آه است بر لبم
بستند خیمه در دل من ابر‌های سرد

پشت گمان کمان شد از اخبار محتمل
با ما ببین که بی خبری‌ها چه‌ها نکرد

بادی که سرگذاشتۀ کوهِ غربت است
بادا خبر بیاورد از آن بزرگ‌مرد

پشت سرِ مسافرِ خود آب ریختیم
سر می‌رود ز کاسه صبر، اشکِ غم‌نورد

باری بجو به دشت بلاشان، نه پشت میز
مردان روزگار چنین‌اند در نبرد

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

شـماره تمـاس 041-33282750
پسـت الـکترونیـکی info@fajrhospital.ir
آدرس پسـتی تبریز / خیابان گلکار / جنب تالار صدرا